محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

617

تحفه خانى ( فارسى )

يك مثقال و نيم بدانگى كمتر است بخورد در ماء العسل البته ازين علت شفا يابد و ببايد دانست كه هرگاه كه جذام مستحكم شود فصد جائز نيست زيرا كه موجب تحريك مواد خبيثه است و عدم قدرت قوت طبيعه بر دفع آن پس موجب هلاك باشد . [ 228 ] مقاله در بيان و با و احتراز از و با عبارت از فساد جوهر هواست و سبب او اسباب سماوى و اسباب ارضى و آنچه اسباب ارضى است مثل آبهاى گنديده بسيار كه هوا مقارن او شود و جيف بسيار در ملاحم از مقتول و مراد بجيف جميع جيفه است و به آن ( مرادران ) كشتهاست كه دفن نكرده باشند و مراد ملاحم مواضعى كه در آن كشتها افتاده‌اند و او جنگ گاهست و مواضعى كه آب بر روى آن زمين بيرون آيد و حركت نكند و آن را تزّمى مىنامند و مراد زمينهاى او لنگ است كه آب بر روى آن ايستاده است و هواى ملاصق آن نيز متعفن مىباشد و اسباب سماوى آنست كه در سالى كه فساد در هوا مىشود و تعفن مىشود در آسمان شهب بسيار مشاهده مىافتد و مراد بشهب آنست كه از آسمان گويا كه ستاره متوجه زمين شد و افتاد و آن اگرچه بعينه ستاره مىنمايد و در حقيقت ستاره نيست و بخارى است كه مشتعل شده و اين در آخر صيف بيشتر مىباشد از بهار و زمستان و هرگاه كه بسيار شود علامت حدوث وباست و اين و با مرض نيست بلكه سبب مرض است كه آن مرض طاعونست و همچنين است و هرگاه كه اسباب باران بسيار شود از ابر و غيرذلك و باران نيايد و اين نيز منذر و بيم‌دهنده بوباست و هرجا كه در زمستان باريدگى نشود و فصل بمقتضاى خود نگذرد و در اشجار و اثمار تغير